تبليغاتX
خواجه فاضل طهرانی
 

آدرس وبلاگ تازه‌ام: سگ وبگرد

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 23:58  توسط خواجه فاضل  | 

 

با خودم قرار گذاشتم كه ديگه توي اين وبلاگ ننويسم. باور كنين من عين اونايي نيستم كه ماهي يه‌بار قسم حضرت عباس مي‌خورن، وبشونو خفه كنن اما دو دقيقه هم نمي‌كشه كه زير حرفشون مي‌زنن! من وقتي مي‌گم ديگه نمي‌نويسم، يعني ديگه نمي‌نويسم! به قول معروف: «حرف خواجه فاضل يكيه!» دلايلشو بذاريد بمونه براي خودم، چون نمي‌خوام بي‌خودي وقتتونو بگيرم اما همين قدر از من قبول كنين كه ديگه نمي‌شه و نمي‌تونم و به صلاح نيست كه وبلاگ «خواجه‌ فاضل طهراني» رو به‌روز كنم! راستش! خودمم بدم نمي‌آد جامو عوض كنم و توي يه هواي تازه‌تر و با يه نام ديگه وب‌نويسي رو شروع كنم. خلاصه از خواجه بودن پشيمان شديم داداش! مگه نشنيدين كه شاعر هم خطاب به من(!) سروده: «اي خواجه مكن تا بتواني طلب علم/ كاندر طلب راتب هر روزه بماني/ رو مسخرگي پيشه كن و مطربي آموز/ تا داد خود از كهتر و مهتر بستاني.» تازه دردسر خواجه بودن فقط اندر طلب راتب هر روز بماندن نيست كه...! خودتون مي‌دونيد ديگه! مردم جنبه ندارن، پس فردا حرف در مي‌آرن واسم؛ خواهر! به‌هرحال اگر بار گران بوديم رفيتيم...اوهو اوهو اوهو... اگر نامهربان بوديم رفتيم... هق هق هق... گريه نكنين ديگه انقدر! قراره به‌زودي وبلاگ تازه‌اي رو با نام يه حيوون عزيز(!) راه بندازم اما تا اون موقع: خداحافظ رفيق!

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 21:0  توسط خواجه فاضل  | 

 

  «چه مي‌كنند اين زن‌ها!» را در سايت لوح بخوانيد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10:27  توسط خواجه فاضل  | 

 

تلخ مثل قهوه بود
روز سرد و سخت امتحان
در دلم
رشد كرده بود
شاخه‌هاي خشك و تيرۀ درخت امتحان 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 15:52  توسط خواجه فاضل  | 

  

 

يك سلامٌ عليك و عرض ادب

خدمت سيد خدا، چه عجب!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 18:21  توسط خواجه فاضل  | 

 

سر كلاس قواعد عربي چهار بوديم و يكي از دانشجويان مشغول خواندن تمرين‌ها بود. حديثي از امام علي(ع) خواند كه بعد بايد آن را تجزيه و تركيب مي‌كرديم. معناي حديث اين بود: «هيچ مرد و زن مومني نباشد كه دست مهرباني و نوازش بر سر يتيمي كشد مگر آنكه خداوند به هر مويي كه بر آن دست كشيده است، حسنه‌اي برايش بنويسد.» من با صداي بلند گفتم: «‌اگه كچل باشه چي؟!»

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 13:9  توسط خواجه فاضل  | 

 

دوست ندارم صبحم را با يك ليوان آب پرتقال خنك حرام كنم. نمي دانم چرا، ولي احساس بدي بهم دست مي‌دهد اگر صبحانه‌ها آب پرتقال بنوشم. كاش مادرم هم اين را بفهمد! من صبح را دوست دارم با گرمي و تلخي يك قهوه يا نسكافه شروع كنم حتي در گرماي خرداد ماه! آب پرتقال آدم را گول مي‌زند كه هواي زندگي را خنك استشمام كني؛ خنك و شيرين. زندگي اما گرم و تلخ است. تلخ هم كه نباشد لااقل شيرين نيست! يعني مثل آب پرتقال آنقدرها شيرين نيست... زندگي در بهترين لحظاتش هم، اگر بخواهي با عينك خوش بيني نگاهش كني، چيزي بين تلخي و شريني است كه البته در‌‌‌صد زياد تلخي‌اش، اجازه نمي‌دهد كه تو طعم كوچك شيريني آن را حتي براي ثانيه‌اي حس بكني، درست مثل قهوه يا نسكافه‌اي كه من صبح‌ها مي‌نوشم. قهوه يا نسكافه براي پذيرفتن در‌صد زياد تلخي زندگي به تو آمادگي مي‌دهد، براي پذيرفتن گرماي طاقت‌فرساي ساعت‌ها بدو بدو و خستگي‌ات، آب پرتقال اما فقط مي‌خواهد تو را از واقعيت‌ها دور كند. واي خداي من! اگر يك وقت به بهشت آمدم، هيچ‌وقت به من آب پرتقال تعارف نكن! من قهوه مي‌خواهم؛ قهوه يا نسكافۀ گرم و تلخ...

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 13:35  توسط خواجه فاضل  | 

 

 

پرونده انتخاباتي سايت دست‌انداز

 

 

با آثاري از اكبر اكسير، مهدي استاد‌‌‌‌احمد، راشد انصاري، عباس تربن، خودم!، حسن صنوبري، مرمر الفت، عبدالله مقدمي، هاجر ده‌بزرگي، فرزام الفت، مريم شكراني، روح‌الله عسكري و نازنين جمشيدي(كاريكاتور اين پُِست هم دست‌پخت خوشمزه خودشه!).

 

 

با زبون‌خوش روي كلمه نارنجي دست‌انداز كليك كنين و همه كارها رو بخونين وگرنه...!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 13:55  توسط خواجه فاضل  | 

 

خفه عزيزم!

 

 

فرياد زدم كه: زن اصولا" جاني است!  

 

در ظاهر اگرچه كاملا" ماماني است

 

پاسخ آمد: «خفه عزيزم!» ديدم،

 

پشت سر بنده خانم ميلاني است!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 20:44  توسط خواجه فاضل  | 

 

                                                      

                                  شما خودتان اخراجي هستيد! را در سايت آي طنز بخوانيد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 22:18  توسط خواجه فاضل  |