تبليغاتX
خواجه فاضل طهرانی

 

 

اين كتاب شامل ۷ داستان كوتاه طنز است كه كاراكترهاي اصلي آن مثل بيش تر كتاب هاي كودك و نوجوان ديگر حيوانات هستند ؛ البته به نظر من ، حيوانات داستان هاي طنز حسن زاده كمي تا قسمتي از حيوانات واقعي هم براي بچه ها دوست داشتني تر هستند ؛‌ چون هر كدام از آن ها از پوست اصلي خود بيرون آمده اند و نمادي انساني پيدا كرده اند . مثل شير ِ داستان «ماست مالي» كه از خشونت و سلطه گري بيزار شده و به دنبال راهي براي مهربان شدن و خوب بودن است تا آن جا كه حتي اسم خود را در يك اقدام ضربتي _ به وسيله ماست ! _ تغيير مي دهد يعني نقطه هاي روي سينش را پاك مي كند و نامش تبديل مي شود به سير ! و بعد هم براي قرار گرفتن در سفره مبارك هفت سين عيد داوطلب مي شود !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 23:37  توسط خواجه فاضل  | 

 

به مناسبت تولد یک سالگی صفحات طنز ماهنامه گزارش ( گزارش از اون جهت )

مقدمه : گزارش از ديدگاه بسياري از آدم هاي كره زمين ، مقوله منفي و دردسر سازي است ؛ به خصوص اگر از اون جهت هم باشد ! اصولا" خارجي ها به آدم هايي كه اهل گزارش از اون جهت دادن هستند ؛ راپورتر يعني گزارش دهنده مي گويند . در برخي از سرزمين هايي كه نشد نامشان را فاش كنيم هم ، به اينجور آدمها ، اطلاعات دهنده يا اطلاعاتي مي گويند ! همچنين در اصطلاح بي ادبي ، چنين آدمهايي ، خبرچين ناميده مي شوند ! اما در هر صورت اين دسته از آدمها جاي خوشي در ذهن و قلب عوام ندارند و عوام تا آنجا كه مي توانند از آنها دوري مي كنند تا يك وقت خدايي نكرده ، زبانشان لال ! در تور فضول سنجيشان نيفتند !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 23:18  توسط خواجه فاضل  | 

 

 

<<فقط قورمه سبزي !>> بابا مي گفت . <<نخيرم ! فقط قيمه !>> مامان مي گفت ... بابا و مامان هرسال سر اينكه نذري شب تاسوعا قورمه سبزي باشد يا قيمه با هم دعوا مي كردند . بابا معتقد بود : <<قورمه سبزي يك غذاي سنتي ايراني است و كمتر خانواده اي پيدا مي شود كه براي خوردن آن سر و دست نشكند !>> مامان هم به خاطر اين اعتقاد بابا در حالي كه با مشت ، روي سينه اش مي كوبيد ، مي گفت : <<اميدوارم هركي كه چشم نداره ببينه ، نذري شب تاسوعاي امسال قيمه باشه ... دلم نمياد نفرين كنم !>> من اما هميشه مي گفتم : <<باباجان ! مامان جان ! مهم اين است كه شما مي خواهيد به عشق امام حسين (ع) ، نذري بدهيد . حالا قيمه و قورمه اش ، فرقي نمي كند كه ...>> و بابا و مامان هم يك صدا به من مي گفتند : <<بچه جان ! تو دخالت نكن ! چون عقلت به اين چيزا نمي رسه !>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 19:12  توسط خواجه فاضل  | 

 

 

همزمان با فرا رسيدن ماه محرم الحرام ، آخرين مداحي هاي <<حاج عبدالقُلي هِلال زاده>> با عنوان <<ما سوسك ِ زير پاتيم ؛ به خدا !>> در قالب CD و DVD منتشر شد . وي در گفت و گويي كه با خبرگزاري <<ديوونه ي ِ زنجيري ِ حسينم !>> داشته ، در اين باره گفته است : ((نهايت سعي خود را كرده ام تا در آخرين مدايحي كه در ستايش اهل بيت (ع) علي الخصوص امام حسين (ع) و ياران وفادارشان خوانده ام با ريتم آهنگ هاي مُد ِ روز پيش بروم ؛ مثل مديحه اي كه با توجّه به رتيم ترانه <<تقدير>> برادر <<شادمهر عقيلي>> اجرا كرده ام !))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 14:26  توسط خواجه فاضل  | 

 

 

اين كتاب راجع به هنر عكاسي نيست ! اين كتاب اصلا" به عكاسي كاري ندارد ، اين همه اسم بي ربط توي دنيا هست آن وقت شما گير داده ايد به اسم اين كتاب ؟ دوقطعه عكس ۶X۴ در واقع دو كتاب در يك كتاب است . يعني شما پول دو تا كتاب را مي دهيد يك كتاب مي خريد !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 11:36  توسط خواجه فاضل  | 

 

 

 

یادداشتی به بهانه جوانمرگ شدن دوره جدید هفته نامه گل آقا !

 

بر فرض محال ! تصوّر كنید در سرزمینی زندگی می كنید كه طنز پردازی در آن جرم محسوب می شود ؛ مسلّما‌" در چنین سرزمینی طنزپرداز هم حكم یك مجرم را دارد و خب حتما" خودتان شیر فهم هستید كه به یك مجرم زندانی خیلی آزادی بیان و زبان و دهان و دندان و امثالهم ! ! ! نمی دهند ... طبیعتا"در این سرزمین قلم و كاغذ و نشریه _ دو هفته نامه یا هفته نامه اش خیلی فرق نمی كند ! _ نیز چندان تفاوتی با آلاتِ قتاله ندارند ! و بالاخره اینكه بدون شك موسسه فرهنگی هنری كه مصوّب انتشار و توزیع این جرایم است یا به عنوان محل وقوع جرم پلمب می شود و یا دورش یك نوار زرد می كشند كه رویش نوشته شده است : «ورود به محل وقوع جرم ممنوع !» به قول عمران صلاحی حالا حكایت ماست و هفته نامه گل آقا و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 21:28  توسط خواجه فاضل  | 

 

اونايي كه از صادق هدايت فقط سيگار كشيدنشو ياد گرفتن !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 18:3  توسط خواجه فاضل  | 

 

 

 

انتشار مجموعه شعر طنز (( خُلواره )) يكي از همين اتّفاق هاي خوب است كه توسط حسن شعباني متخلّص به باني رقم خورده است ؛ البته شعباني روي جلد كتابش ، قبل از نوشتن نام و نام خانوادگي خود  ، از حاجي بودنش هم به مخاطبين خود خبر داده است ! و به نظرم همين نكته هم نمكي به بامزه گي هاي كتاب اضافه كرده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 22:50  توسط خواجه فاضل  |