مثل روز هاي پيش
باز هم
پرده ي اتاق را كنار مي زنم
رو به آسمان دراز مي كشم
حرف هاي گريه دار مي زنم
ادامه مطلب
مثل روز هاي پيش
باز هم
پرده ي اتاق را كنار مي زنم
رو به آسمان دراز مي كشم
حرف هاي گريه دار مي زنم

مقدمه: ماشاءالله هزار ماشاءالله کمكت کتاب های طنز منتشر شده در کشورمان انقدر زياد(!) است که مجبور شديم از ميان جنگل کتاب های طنز اين مرز و بوم تعدادی را گلچين و به شما معرفی کنيم تا شما طنزپردازان و طنزدوستان کمی تا قسمتی از سردرگمی و سرگردانی <<چی بخرم؟چی نخرم؟>> نجات پيدا کنيد و خدای نکرده دچار ياس فلسفی ـ نمايشگاهی! نشويد. در ضمن گلچين هايمان را با توجه به قالب های مختف آثار طنز تقسيم بندی کرديم تا مبادا گيجتان کرده باشيم! باشد که بدتان نيايد! يا کتاب!
فهرستی از کتاب های طنز سال های اخير را در سايت لوح ببينيد.

خيلی بايد خوشبخت باشی که سعادت شاگردی چنين بزرگواری را پيدا کنی. بزرگی که به قول سهراب: "از اهالی امروز است و با تمام افق های باز نسبت دارد و با دست های سخاوتمندش مهربانی را به سمت ما روانه می کند." خيلی بايد خوشبخت باشی که در ميان جمع کثير اساتيد کلاسيک زده رشته زبان و ادبيات فارسی ـ که از مرز خاقانی حتی جلوتر نرفته اند! ـ سر کلاس استادی بنشينی که کلمه به کلمه شعر شاملو را تجزيه و تحليل کرده، مرادی کرمانی را مثل کف دستش می شناسد و برای اولين بار در ايران تحقيقی چند صد صفحه ای درباره شعر کودک و نوجوان انجام داده... ارديبهشت، ماه تولد اوست، اين روزها هم که روزهای گرامی داشت مقام معلم است، پس ديگر بهانه ای لازم نيست تا به او بگوييم چه قدر دوستش داريم و چه قدر انتظارش را کشيديم تا بالاخره گفتند: "اين روزها می رسد از همين راه": «دکتر پروين سلاجقه»
* کاريکاتوريست: نازنين جمشيدی

در زندگی كتاب هايی است كه مثل خوره روح را در انزوا نمی خورد و نمی تراشد(!) بلكه برعكس... خواندنش روحت را جلا می دهد و انگار كه يك مشت قرص اكستازی ـ از نوع اسلامی اش البته! ـ خورده باشی، فكر می كنی بال در آوردی و داری بر فراز آسمان ها پرواز می كنی و بعد بلند بلند آواز می خوانی و از آن بالا به نامردی های دنيای پايين می خندی و اينطوری حسابی خودت را خالی می كنی! اين خنده اما تنها با نشاندن گل لبخند بر روی لب هايت متولد نمی شود بلكه گاهی با فحش های ـ ترجيحا" ركيك! ـ بايد به پستی ـ بلندی های دنيا و بی مرامی های آدم هايش خنديد! درست مثل راوی و نقش اول رمان "ناتور دشت"يعني"هولدن كالفيد...
يادداشتم بر کتاب ناتور دشت اثر "جی.دی.سلينجر" را در سايت آی طنز بخوانيد.
آري ... جماعت! بنده بيكارم
مادر! پدر! شرمنده! بيكارم
((جان فردوسي پور!))
اي آنكه قدت دراز تر شد از پل
در كل جهانيان شدي مستر گل
يك خورده بخند؛ جان فردوسي پور!
كردي تو تمام عاشقانت را خل!

نوزاد نوپايي به نام شعر طنز نوجوان
حتماً شما هم آن حديث مشهور را شنيدهايد كه : «وقتي اهداف بزرگتر ميشوند ، تعداد ياريدهندگان كمتر مي شود.»حالا اين سخن درباره ي شعر طنز نوجوان مصداق پيدا كرده است ! سرودن شعر طنز به خودي خود كار دشواري است و وقتي حرف از «شعر طنز نوجوان» ميشود ؛ اين دشواري بيش از پيش ميشود .