تبليغاتX
خواجه فاضل طهرانی - هیچ‌وقت به من آب پرتقال تعارف نكن!

 

دوست ندارم صبحم را با يك ليوان آب پرتقال خنك حرام كنم. نمي دانم چرا، ولي احساس بدي بهم دست مي‌دهد اگر صبحانه‌ها آب پرتقال بنوشم. كاش مادرم هم اين را بفهمد! من صبح را دوست دارم با گرمي و تلخي يك قهوه يا نسكافه شروع كنم حتي در گرماي خرداد ماه! آب پرتقال آدم را گول مي‌زند كه هواي زندگي را خنك استشمام كني؛ خنك و شيرين. زندگي اما گرم و تلخ است. تلخ هم كه نباشد لااقل شيرين نيست! يعني مثل آب پرتقال آنقدرها شيرين نيست... زندگي در بهترين لحظاتش هم، اگر بخواهي با عينك خوش بيني نگاهش كني، چيزي بين تلخي و شريني است كه البته در‌‌‌صد زياد تلخي‌اش، اجازه نمي‌دهد كه تو طعم كوچك شيريني آن را حتي براي ثانيه‌اي حس بكني، درست مثل قهوه يا نسكافه‌اي كه من صبح‌ها مي‌نوشم. قهوه يا نسكافه براي پذيرفتن در‌صد زياد تلخي زندگي به تو آمادگي مي‌دهد، براي پذيرفتن گرماي طاقت‌فرساي ساعت‌ها بدو بدو و خستگي‌ات، آب پرتقال اما فقط مي‌خواهد تو را از واقعيت‌ها دور كند. واي خداي من! اگر يك وقت به بهشت آمدم، هيچ‌وقت به من آب پرتقال تعارف نكن! من قهوه مي‌خواهم؛ قهوه يا نسكافۀ گرم و تلخ...

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 13:35  توسط خواجه فاضل  |