بدون کسب هرگونه اجازه ( اعم از کتبی یا شفاهی) از عبدالجبار کاکایی و فریدون عزیز ...

پسرك ، خونه رو خالي مي كنه
باباشو حالي به حالي مي كنه !
تا مي ره يك ساعتي جون بگيره
سرخك و آبله مرغون مي گيره !
رفيقاش چتراشونو وا مي كنن
فيلماي خفن تماشا مي كنن !
نمي خوان وجهه شونو خراب كنن
روش گروهشونو ، باب كنن !
نمي خوان باباهه با خبر بشه
پسرك ، بايد سه سوته خر بشه !
_ چرا چترتو نبستي ، پسرك؟ !
دل باباتو شكستي ، پسرك !
رفيقت مي شكنه روزي بالتو
مي دونم يه روز مي گيره حالتو
پسرك! غول بيابوني شدي !
شبيه همون كه مي دوني شدي !
كاشكي آسمون خراب شه ، سر تو !
بخوره زمين ايشاءالله ، خر تو !
حقته كوچه نشيني ، پسرك !
مي دونم كه بد مي بيني ، پسرك !
بي مرام ! بابات گرفت خون جگر
خواهشا" تيمتو بردار و ببر !
* تصو یر گر : نازنین جمشیدی
