تبليغاتX
خواجه فاضل طهرانی - اندر ساختن فيلم طرب آور !

خواجه فاضل طهرانی

وبلاگ آب ، دوغ ، خیاری !

 

 

1 

 

 

 

اي پسر خويشتن را از فراز آوردن مال غافل مدار ، از آنچه مال و مكنت بر هر درد بي درمان تو را دوا باشد و چون مايه دار باشي دوستان واجب بينند كه تو را سخت احترام كنند و سخت دوست بدارند و چون كم مايه باشي سخت از تو پرهيز كنند و تو را خوار شمارند و ريز همي بينند . چنانكه شنودم  : تاپول داري رفيقتم / قربون بند كيفتم !

 

و بدان اي پسر سكه اي فراز نمي آوري مگر آنكه جهد كني و بداني گنج اندر دل كدام شغل نهفته باشد و من خود در اين باب به اختصار تو را به فيض همي رسانم :

 

اي پسر نخست بدان كه اندر روزگاري به سر بري كه قلوب مردم آكنده  است از غم و غصه و درد و بلا و مردم هماره از عوام الناس و  خاصه از خواص الناس به استيصال رسند و سخت دژم روي شوند  و بر ايشان واجب گردد به طرب آمدن و بعضا" سماع كردن و خود را به بي خيالي و كوچه علي چپ زدن ، چنانكه خواجه عمران صلاحي(نورالله علي مرقده) در اين باب فرموده اند :

 

 

مرديم در اين زمانه از دلتنگي

 

اوضاع زمانه هم شده خرچنگي

 

خشك است و عبوس هر كه بينم يا رب

 

قدري برسان تهاجم فرهنگي !

 

 

پس همانا تو را سزد تا از باب رهانيدن مردم از دالان تنگ و تاريك روزگار سر فيلم ساختن بگيري چنانكه همگان سخت  به طرب آيند و بعضا" ازار خويشتن را سخت نمناك همي سازند ! و در اين باب چه نيكو سروده است شاعر بخت برگشه و  محبوس:

 

 

من نگويم كه مرا ازقفس آزاد كنيد / لااقل فيلم بسازيد و مرا شاد كنيد !

 

 

و دوم آنكه بداني اندر روزگار تو  به طرب آوردن مردم عملي است سخت آسان بدين سبب كه مردم اندر مشكلات خويشتن غرق گشته اند و اندر سه سوت با مزاح تو به طرب آيند ولوء مزاح هاي تو سخت بي مزه باشد و سخت تكراري .

 

و حال اي پس بدان كه در روزگار تو عده اي بر اين گمان اند كه مزاح كردن را چون آب در هاونگ كوبيدن باشد ! پس  بپرهيز از مستقيم مزاح كردن اندر فيلم هايي كه همي سازي ‌و من خود تو را در اين باب آگاه همي نمايم بدين سبب كه واقف همي شوي به مزاح كردن اندر فيلم هايي كه سازي  بي آنكه محكوم به تشويش اذهان عمومي و مابقي قضاياي مترتب بر آن شوي :

 

نخست آنكه بداني در روزگار تو مزاح كردن را دو جهت باشد : اولي همان سخت آسان بود بدان سبب كه تو را گفتيم  و دومين جهت سخت ، سخت  باشد بدين سبب كه هيچ بار نيابي كه با ابوالبشري مزاح نمايي و او را انتقاد همي كني چرا كه همگان سخت بي جنبه اند و از مزاح تو كينه بر دل همي گيرند و تو را به خاك سياه همي نشانند . چنانكه شاعر شوخ طبع ، فيلم طرب آور سازنده و به خاك سياه نشسته مي فرمايد :‌

 

 

 

از ادب و از خرد و درس و پند

 

چي به تو در مدرسه آموختند ؟!

 

 

گفته نشد با همه شوخي نكن ؟

 

در وسط همهمه شوخي نكن ؟

 

 

گفته نشد از من بي حوصله

 

از خر ومارمولك و چيپس و ژله

 

 

از دم شير و پهن  گوسفند

 

از موتور و بنز و پرايد و سمند

 

 

از دل سير و شكم بي غذا

 

از ستم و ظلم و بدي ، هكذا

 

 

حرف نزن ، هيچ نگو ، گوش كن

 

آتش روشن شده ، خاموش كن!

 

 

 

پس همانا آگاه باش كه رندانه مزاح نمايي اندر فيلمي كه سازي  ، تا مباد كه از تو شكايت آورند كه به ايشان افترا  همي زدي و غرض همي داشتي و يحتمل تو را با اجنبي ها سر و كاري همي باشد !

 

 دوم آنكه بداني واجب باشد كه دستور زبان تازه اي  همي سرهم كني بدين سبب كه سخت مردم را به طرب آورد  و اصطلاحات فيلم تو اندر سه سوت اندر ميان ايشان رايج گردد و اين خود موجبات فروش فيلم تو را فراهم سازد چنانكه شاعر دستور زبان شناخته و اصطلاحات خود را اندر سه سوت اندر ميان مردم رواج كرده ، فرمايد :

 

 

آن كه دستور زبان طنز را

 

بي گزاره در نهاد ما نهاد

 

خوب مي دانست طبع طنز را

 

به من و تو و شما بايست داد !

 

 

 

سوم آنكه فيلم زياد همي بين خاصه آثار بزرگان را و خاصه آثار آن ور آبي ها كه فيلم طرب آور را نيكو شناسند و نيكو سازند و بدين سبب نيكو فروش كنند در سرزمين خويشتن و نيز در مابقي سرزمينها و در اين باب سرودم :‌

 

 

من از يك فيلمساز خوب شنودم :

 

مرا از فليم ديدن بود سودم

 

چرا كه كردم از هر فيلم تقليد

 

وگرنه من همان بودم كه بودم !

 

 

چهارم آنكه بپرهيز از فيلم ساختن به عشق گيشه و سخت جهد كن و اندر سه سوت فيلم سازي نكن تا شان تو نزد همگان  بالا همي رود و  هيچ گاه تو را درپيت ساز همي نخوانند . چنانكه شاعر درپيت ساز  و عشق گيشه فرموده است :

 

 

حال مي ده فيلمسازي به عشق گيشه

 

كي گفته كه نمي تونم ، نمي شه ؟!

 

با چن تا بازيگر خيلي خوش تيپ

 

فروش دارن فيلماي من ،  هميشه !

 

 

 

و آخر آنكه سخت جهد كني كه فيلمت جاودان همي ماند و هيچ از اذهان مردم پاك نگردد و بدان اي پسر كه اگر غير از اين كني نام تو اندر سه سوت فراموش همي شود و فيلمت تنها يك بار ارزش تماشا پيدا همي كند ، چنانكه شاعر فيلم طرب آور بين خطاب به فيلم هايي كه اندر سه سوت فراموش همي شدند ، فرمايد :

 

 

گفتم شايد دواي دردي ، اي فيلم !

 

امروز تو آمدي ، چه كردي اي فيلم !

 

بعد از ترك سالن فراموش شدي

 

صد سال سياه برنگردي اي فيلم !

 

 

و چون سخن بدين جا رسيد ، لب همي بندنم و سكوت همي كنم ، باشد كه پند گيري از وعظي  كه تو را رايگان همي دادم  و ياد آري  پدرت را چون فيلم طرب انگيز ساختي و مايه دار همي شدي بدين سبب كه اگر پدر نبود ، هر را از بر نمي دانستي و برايت سخت دعا همي كنم ، باشد  كه شهره فيلم طرب آور ساختن همي شوي . انشاءالله تعالي .

 

 

* تصوير گر : نازنين جمشيدي

 

 

چاپ شده در شماره آخر ماهنامه گل آقا _ شماره مخصوص نوروز7 8

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 19:15  توسط خواجه فاضل  |