آي آقايون ! آي خانوما ! هيچ كجا تهرون نمي شه
باور كنين كه هيچ كجا ، دروازه شمرون نمي شه
كي گفته تهرون كثيفه؟ كي گفته آلوده شده ؟
كي گفته سرفه مي كنه ؟ ريه ش پر از دوده شده ؟
كي گفته آسمون اون ابري و آبي نمي شه ؟
كي گفته خورشيد صباش رنگ گلابي نمي شه ؟
كي گفته شهر خوب ما غم داره ، ماتم داره توش
مسكن و كار و ازدواج ، يه عالمه كم داره توش ؟
كي گفته بيزاري داره ، ماشين داره ، گاري داره ؟
كي گفته مشكلات شهر ، ربطي به شهرداري داره ؟
نيگا كنين ! نيگا كنين ! به برج تكيه مي كنه
چون كه هميشه عاشقه ، هميشه گريه مي كنه
الهي استخون بشم ، محتاج آب و نون بشم
گريه كنم ، خنده بشم ، پير بشم ، جوون بشم
كاشكي بشه صبور بشم ، صبور چيه ؟ دور بشم
اشكاشو اصلا" نبينم ، دور چيه ؟ كور بشم
بايد كه پيشش بشينم ، غمهاشو آروم بچينم
بهش بگم ، تهرون من ! چشماتو وا كن ببينم
آي كسي كه يه عمريه بر سر سفره ش مي شيني !
رسمش اينه فحشش بدي ؟ الهي كه خير نبيني
چن سال پيش يادت نره ، هيچي نبودي ، پريدي
حالا براش گنده شدي ؟ خونه و ماشين خريدي ؟
تهرون اگه حال نمي ده ، آب و هوايي نداره
تو كوچه و خيابوناش ديگه صفايي نداره
برو ! برو ! ولش بكن ، دستتو بردار از سرش
هي متلك بهش مي گي ، ديگه دراومد پدرش !
تهرون مهربون من ! خودم غماتو مي خرم
مي خواي دساتو بگيرم ، به آسمونا ببرم؟!
آي آقايون ! آي خانوما ! هيچ كجا تهرون نمي شه
باوركنين كه هيچ كجا ، دروازه شمرون نمي شه
چاپ شده در شماره 194 ماهنامه گل آقا ـ بهمن ماه ۱۳۸۶
