تبليغاتX
خواجه فاضل طهرانی - تهرانیه !

خواجه فاضل طهرانی

وبلاگ آب ، دوغ ، خیاری !

 

 

آي آقايون ! آي خانوما ! هيچ كجا تهرون  نمي شه

 

باور كنين كه  هيچ كجا  ، دروازه شمرون نمي شه

 

 

كي گفته تهرون كثيفه؟ كي گفته آلوده شده ؟

 

كي گفته سرفه مي كنه ؟ ريه ش پر از دوده شده ؟

 

 

كي گفته آسمون اون ابري  و آبي نمي شه ؟ 

 

كي گفته خورشيد صباش رنگ گلابي نمي شه ؟ 

 

 

كي گفته شهر خوب ما غم داره ، ماتم داره توش

 

مسكن و كار و ازدواج ، يه عالمه كم داره توش ؟

 

 

كي گفته بيزاري داره ، ماشين داره ، گاري داره ؟

 

كي گفته مشكلات شهر ، ربطي به شهرداري داره ؟

 

 

نيگا كنين ! نيگا كنين ! به برج تكيه مي كنه

 

چون كه هميشه عاشقه ، هميشه گريه مي كنه

 

 

الهي  استخون بشم ،  محتاج آب و نون بشم

 

گريه كنم ، خنده بشم ، پير بشم ، جوون بشم

 

 

كاشكي بشه صبور بشم ، صبور چيه ؟ دور بشم

 

اشكاشو اصلا" نبينم ، دور چيه ؟ كور بشم

 

 

بايد كه پيشش بشينم ، غمهاشو آروم بچينم

 

بهش بگم ، تهرون من ! چشماتو وا كن ببينم

 

 

آي كسي كه يه عمريه بر سر سفره ش مي شيني !

 

رسمش اينه فحشش بدي ؟ الهي كه خير نبيني

 

 

چن سال پيش يادت نره ، هيچي نبودي ، پريدي

 

حالا براش گنده شدي ؟ خونه و ماشين خريدي ؟

 

 

تهرون اگه حال نمي ده ، آب و هوايي نداره

 

تو كوچه و خيابوناش ديگه صفايي نداره

 

 

برو !  برو ! ولش بكن ، دستتو بردار از سرش

 

هي متلك بهش مي گي ، ديگه دراومد پدرش !

 

 

تهرون مهربون من ! خودم غماتو مي خرم

 

مي خواي دساتو  بگيرم ، به آسمونا ببرم؟!

 

 

آي آقايون ! آي خانوما ! هيچ كجا تهرون نمي شه

 

باوركنين كه  هيچ كجا  ، دروازه شمرون نمي شه

 

 

چاپ شده در شماره 194 ماهنامه گل آقا  ـ بهمن ماه ۱۳۸۶

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 23:23  توسط خواجه فاضل  |